قهرمان ميرزا عين السلطنه

1007

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نطق اتابك همه تعظيم كردند و صدراعظم بناى نطق را گذاشت ، نزديك به اين بيانات ليكن مفصل‌تر . خداوند عالم سايهء بلندپايهء اعليحضرت اقدس شهريارى را از سر تمام اهل ايران كم و كوتاه نفرمايد و جلوس ميمنت مأنوس شاهنشاهى انشاء الله تعالى مبارك و ميمون و تا تخت و تاج هست پاينده و بر سرير عزت و جهانبانى مستدام باشيد . عموم مردم از راه ولينعمت‌پرستى دعاگو و اميدوار هستند كه بواسطهء عدل و معدلت شاهانه آسوده و مرفه الحال باشند . خصوصا اين مرحمتى كه امروز دربارهء عموم اهالى مملكت فرموديد تماما از صميم قلب دعاگو و روح شاهنشاه شهيد سعيد بواسطهء اين خيرات عظيم شاد [ ست ] و بالاتر از اين خيراتى ممكن نبود . وظيفهء چاكران خدمتگزارى است و اگر تا قطرهء آخر خون خودمان را فدا كنيم كم است و هنوز خدمتى در مقابل مراحم شاهانه نشده است . خداوند هزار جان به چاكران بدهد كه هر دقيقه فداى خاكپاى مبارك كنيم . چيزى ننموده و هنوز كارى نكرده‌ايم و خدمتى بروز و ظهور نكرده كه درخور همچو مراحم بىكران شاهانه باشيم . توشيح فرمان معافى بسيار خوب نطق كرد . فصيح و بليغ ، بلند و خوب . در بين اين عرايض شاه باز اظهار التفات مىفرمودند . امام جمعه هم زمزمه مىكرد . يك‌دفعه هم روبه نايب السلطنه كرده او هم در ميان نطق عرض كرد بلى جناب صدراعظم خدمتگزار است . و خدا مىداند به چه حالت گفت . بعد صدراعظم عرض كرد فرمان معافى قصابى و خبازى كل ممالك نوشته و حاضر است . در همين ساعت كه بسيار سعد است مزين فرمايند و به صحهء مبارك موشح شود . چون امر خيرى است لازم است زودتر انجام بگيرد . عين الدوله از پشت‌سر فرمان به دست با قلمدانى جلو آمد . صدراعظم عصاى خود را زمين انداخته فرمان و قلمدان را گرفته جلو برد . شاه قلم برداشته صحه گذاشتند . عرض كرد مهر هم تمام‌شده و الان حاضر است به حضور آورده مزين خواهد شد . شاه فرمودند همين هفته چاپ كرده به تمام ولايات روانه كنيد . عرض كرد دو ساعت قبل موهبت شاهانه را با ورود موكب اعلى تلگراف كرده‌ام . بعد جميعا تعظيم كرده بيرون آمديم . مزه داشت كه صدر السلطنه پشت‌سر من ايستاده بود . هروقت شاه اظهار التفاتى به وزراء مىفرمودند او هم از آن پشت تعظيم مىكرد . يعنى بله ما هم هستيم . والى جلو رفته پاى شاه را بوسيد . مجد الدوله نزديك‌تر بود از گوشه چشم نگاه مىكرد فورا عودت كرده